اميررضا جوناميررضا جون، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

امیررضا جون

عزيز دل مامان و بابا

  یا هو خيلي دوست داشتيم وقتي بزرگ شدي و از من وبابا سراغ خاطرات و شيرين كاري هاي دوران كودكيت مي گيري يك آلبوم كاملي از عكس وفيلم گرفته تا ابراز احساسات من و بابايي از شيرين كاري هاي تو عزيز،داشته باشيم و برات بياريم تا ببيني چه عسلي بودي و هستي. تا اينكه يك روز مامان با سايت ني ني وبلاگ آشنا شد و تصميم گرفت يك وبلاگ اختصاصي فقط وفقط براي جنابعالي و به نام خود شما ايجاد كنه،وقتي بابايي اومد خونه از اين خبر خيلي خوشحال شد و از مامان خواست كه براي گل پسرمون(به قول  بابايي:ولي عهدمون) سنگ تموم بگذاره.   الان هم خيلي خوشحالم كه اين وبلاگ تشكيل دادم و اميدوارم بتونم تمام لحظات زيبا و خ...
14 آبان 1390

اولین راهپیمایی

عزیزدلم امروز اولین راهپیمایی ۲۲ بهمن شما بود البته برای شما که سروری بغل پیمایی بود و خلاصه خیلی بهت خوش گذشت یا داخل کالسکه بودی یا بغل مامان و بابا و خاله و .... امیدوارم هرسال با هم  و با آرزوی ایرانی آباد و آزاد در این جشن ملی شرکت کنیم . دوستت دارم پسرم ...
7 آبان 1390